یادداشت های جشنواره ای: 2
نگاهی به فیلم پرسه در مه، ساخته: بهرام توکلی
نوشته: فرهاد پدوین
(این مطلب نخستین بار در شماره ی سوم بولتن جشنواره فجر، ویژه ی خوزستان منتشر شده است)
فیلم پرسه در مه ساخته بهرام توکلی، داستان امین (با بازی شهاب حسینی) دانشجوی رشته ی موسیقی است که تمام تلاش خود را برای ساخت قطعه ای موسیقی صرف می کند. امین در این مسیر با همسر و زندگیش دچار مشکلاتی می شود و به مرز جنون می رسد. فیلم با روایت کند داستان و کشدار کردن روند تغییر شخصیت امین، عملا آن چنان از مخاطب فاصله می گیرد که در انتها دیگر برای سرنوشت کاراکتر اصلی اهمیت چندانی هم قایل نیست! بهرام توکلی، نویسندهی فیلمنامه و کارگردان فیلم که تجربه ی خوبی در سینمای کوتاه دارد و تا همین چند سال پیش از استعدادهای خوب و آینده دار فیلم کوتاه محسوب می شد، حالا در دومین فیلم بلندش که هنوز نشانه های سینمای کوتاه و تجربه گرایی ها و جسارت های خاصش در آن به چشم می خورد، متاسفانه انگار فراموش کرده سینمای بلند برای حفظ مخاطب باید او را با داستان درگیر کند و داستان را برای مخاطب جذاب کند. گرچه واژه جذابیت در ابتدا ممکن است غلط انداز به نظر آید، اما نگاهی به فیلم های بزرگ تاریخ سینما نشان می دهد لااقل در گام اول در جذب مخاطب و درگیر کردن او با داستان و شخصیت ها موفق بوده اند. گرچه فیلم هایی را هم می توان یافت که کارگردان در آن با استفادهی تمعدی از همین کشدار بودن و کسالت بار بودن داستان، عملا آن را تبدیل به ویژگی مهمی از فیلم می کند که در خدمت مضمون فیلم در آمده است. داستان فیلم پرسه در مه قابلیت بیان در فیلمی 90 دقیقه ای را ندارد و شاید اگر همین داستان در زمان کمتری روایت می شد و بسیاری از صحنه های اضافی حذف می شدند، لااقل با فیلم کوتاه پخته و قابل قبولی سر و کار داشتیم. درست مثل خیلی از فیلم های کوتاه خود بهرام توکلی. فیلمنامه آن چنان کند پیش می رود که حتی بازیگران خوبی مثل شهاب حسینی و لیلا حاتمی هم مثل همیشه در نقش هایشان ظاهر نشده اند و انگار آن ها هم نتوانسته اند با کاراکترهایشان همذات پنداری کنند.
همان طور که فیلم کوتاه فشرده شده ی فیلم بلند نیست، فیلم بلند هم کشدار شدهی فیلم کوتاه نیست. اهمیت عنصر زمان و درک درست از آن است که فیلمی را تبدیل به فیلمی خوب و ماندگار و فیلم دیگری را خسته کننده و کشدار می کند.
همیشه با تلفظ نام خانوادگیم مشکل داشتم.