یادداشت های جشنواره ای: 3
نگاهی به فیلم: عصر روز دهم
نویسنده: فرهاد پدوین
(این مطلب اولین بار در دومین شماره ی بولتن جشنواره فجر، ویژه ی خوزستان، منتشر شده)
فیلم عصر روز دهم ساختهی مجتبی راعی داستان مریم شیرازی، دکتر جوانی است که همراه با تیم پزشکی هلال احمر به عراق می رود و پس از گذشت چند دقیقه از فیلم متوجه می شویم برای یافتن خواهرش رحمه به عراق آمده و دنبال فردی به نام محسن محمود می گردد. محسن محمود که در جوانی در ارتش بعث خدمت می کرده در خرمشهر رحمه ی نوزاد را با خود برده و دکتر شیرازی که آن زمان کودک چند ساله ای بوده حالا به دنبال خواهر گمشده اش می گردد. تماشاچی از همین ابتدا انتظار دارد فیلم تلاش کاراکتر اصلی برای پیدا کردن گمشده اش و پیچ و خم ها و دردسرهایش برای یافتن او را، درست مثل سایر فیلم های با طرح کلی مبتنی بر جستجو، نمایش دهد. اما عملا مریم خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کنیم محسن محمود را پیدا می کند و خواهرش را می بیند و همین امر فیلمنامه فیلم را از انسجام و یکپارچگی دور می کند. فیلمنامه نویس با عدم شناخت کافی از اصول ساختاری فیلمنامه های کلاسیک، باعث شده ایدهی اولیه خوب فیلم از بین برود و فیلم عملا تبدیل به اثری ناقص و دست و پا شکسته شود که حتی داستانش را هم خوب تعریف نمی کند. داستان جستجوی دختری ایرانی به دنبال خواهری که در عراق است و توسط خانواده ای عراقی بزرگ شده و پدری عراقی که گرایشات میهن پرستانه ی آشکاری هم دارد و کشمکشی که این میان بین دکتر شیرازی و محسن محمود ایجاد می شود، به اندازه ی کافی معانی استعاری و پنهان برای کشف و بحث دارد اما متاسفانه پرداخت ضعیف فیلمنامه، تمام پتانسیل موجود در طرح را عقیم گذاشته. بازی های خوب بازیگرانی مثل سلیمه رنگزن در نقش مادر عراقی، بازیگر نقش مجید محسن و بازی خوب هانیه توسلی در دو نقش مختلف و متفاوت هم کمکی به پراکندگی و عدم یکپارچگی فیلمنامه نمی کند.
فیلمساز برای فضاسازی یک کشور اشغال شده تنها در چند سکانس آن هم تکراری نشان می دهد که سربازان آمریکایی و اروپایی به تفتیش بدنی مردم مشغولند. حتی فردی که عملیات انتحاری انجام می دهد و سربازان تفتیش کننده را می کشد هم معلوم نیست اصلا چه هدفی دارد و از چه گروه و دسته ایست!
نکته ی جالبی که در انتهای فیلم جلب توجه می کند، زنده ماندن مادر عراقی (سلیمه رنگزن) است. در صحنه انفجار انتحاری، که اصلا معلوم نیست چه نقشی در فیلمنامه دارد، کارگردان با دوربینش تمام کاراکترهای حاضر در صحنه را نشان مان می دهد و نگارنده مطمئن است مادر عراقی را بعد از صحنه انفجار، بیجان نقش بر زمین دیده ام! اما انگار حذف مادر عراقی از فیلم، در حالیکه مادر ایرانی از دست رفته، چندان مطلوب خاطر نبوده و لازم بوده در صحنهی انتهایی عروسی مریم، لااقل یکی از مادرها بر سر سفره ی عقد حضور داشته باشد!
همیشه با تلفظ نام خانوادگیم مشکل داشتم.