یادداشت های جشنواره ای: 4
نگاهی به فیلم: یک گزارش واقعی
نوشته: فرهاد پدوین
فیلم ((یک گزارش واقعی)) از معدود فیلم های چند سال اخیر است که نگاهی دوباره به وقایع انقلاب و جنگ دارد. فیلم گرچه انقلاب و جنگ و اشغال و آزادسازی خرمشهر را بستری برای روایت داستانی از رفاقت فرید جامی و جلال شایگان انتخاب می کند، اما همین بستر خود حامل نگاهی جدید و متفاوت از دیگر آثاری است که در این فضا ساخته می شوند. اینجا دیگر انقلاب صرفا تغییر حکومت و رژیم نیست، چه اینکه در فیلم اصلا به شیوهی کلیشه ای، نه خبری از اعتراضات و تظاهرات گسترده هست و نه حتی اثری از آدم های دیگر جامعه. حتی در سکانس های مربوط به جنگ هم اثری از جنگ و بمباران، به شیوهی معمول دیده نمی شود. کارگردان آگاهانه همهی این اتفاقات را صرفا بستری می داند برای روایت داستان خودش از آدم ها و مهم تر از همه روابط شان. اینکه رفاقت فرید جامی با جلال شایگان چطور پیش میرود و چطور یکی جانش را روز اشغال خرمشهر و دیگری روز فتح خرمشهر از دست می دهد، اینکه علیرضا اصلا کیست و واقعا چقدر برای همه مهم است و اینکه بازجو (با بازی خوب داریوش فرهنگ) کاراکترش چطور ترجمان تصویری دیالوگ زیبای خودش است که میگوید: ((دنیا بدون ابلیس یه چیزی کم داره!)). فیلم در واقع داستان همین روابط نه چندان سادهی انسانی است و در بیان همین روابط انسانی است که داستان خیانت و رفاقت و میهن دوستی و انقلاب را تعریف میکند.
داریوش فرهنگ، حالا بعد از چند سال دوری از سینما، با فیلم محکم و استخوانداری بازگشته که هر چند فاصله زیادی با بهترین کارش طلسم دارد، اما در این برهوت فیلم خوب و تاثیر گذار، لنگه کفشی است در بیابان! فرهنگ نگاهش در فیلم نه تنها قدیمی و کهنه و کلیشه ای نیست، که عملا در بسیاری صحنه ها راه را برای برداشت های سیاسی و اجتماعی هم باز می گذارد و فیلمش حتی می تواند واکنشی هنرمندانه و آگاهانه باشد به وضعیت امروز جامعه. فرهنگ از نیش و کنایه های جا و بیجا هم پرهیز نمی کند. یادمان باشد کاراکتری که خود فرهنگ نقشش را ایفا می کند بعد از صحنه ی دوئل زنده مانده، تا به قول خودش دنیا چیزی کم نداشته باشد!
همیشه با تلفظ نام خانوادگیم مشکل داشتم.