چند روزی درگیر جشنواره ی منطقه ای اروند بودیم. جشنواره ای که امسال در آبادان برگزار شد. انتظار خیلی بیشتر از این ها را داشتیم. انتظار همکاری بیشتر مسئولین شهر و استان و انتظار دیدن فیلم های بهتر. هر چند که همین فیلم های کوتاه آماتوری پر از عیب و ایراد، به نظرم هزار برابر شریف تر، جسورتر و سینمایی تر از فیلم های بلند فجر بودند! البته این ها شاید همه ویژگی های فیلم کوتاه باشند که خود بخود  مثلا جسارت را وارد کار می کند. اما این را هم نمی توان منکر شد که فیلمسازان حرفه ای ما، که بخش زیادی از کارنامه ی یکساله شان را در فجر دیدیم، حالا آنقدر از سینما دور شده اند و آنقدر از تجربه کردن و آزمودن می ترسند که فجر را تبدیل به قبرستان بی خاصیتی کرده اند که تنها بویی که ازش نمی آید بوی سینماست! جشنواره های سینمای جوان با تمام کاستی ها و ناشی گری ها، همیشه آنقدر پویا و زنده هستند که وقتی در مقابل فجر قرارشان می دهی انگار دونده ی ماراتونی را جلوی مرده ای متحرک قرار داده ای! مرده ای متحرک که به زور وام و رابطه و سیاست هم که شده می خواهد به ما بقبولاند زنده است و نفس می کشد،و دونده ی ماراتونی که می خواهد بدود و به مقصد برسد، اما قدم به قدم پا جلوی پایش می گذارند!