دلمان برای علی پروین تنگ شده بود! نماد نسلی از آدم ها و نوعی تفکر که سال هاست در فرهنگ این مملکت ریشه دارند و انگار حالا حالا ها هم نمی خواهند دست از سرمان بردارند! با اینکه پرسپولیسی دو آتشه ام، و اصلا نام خانوادگی ام پروین است، اما علی پروین را دوست ندارم! با اینکه بعضی بازی های قدیمیش را دیده ام و به نظرم بازیکن خیلی خوبی آمد، اما از نوع نگاه و تفکر این قشر لمپن مسلک حالم بهم می خورد. لمپنیسم دوباره دارد بر می گردد. منظورم صرفا علی پروین نیست. پروین بخشی از تاریخ فوتبال این مملکت است که خیلی هم دوست داشتنی است و خیلی ها هم دوستش دارند. منظورم لمپنیسمی  است که واژگانش را غیرت و ناموس و تعصب و مردانگی و چاقو تشکیل می دهند. لمپنیسمی که می تواند خودش را با شرایط تطبیق دهد، می تواند موی پشت بلند را به مدل موهای امروزی تبدیل کند، می تواند شلوار امروزی بپوشد، حتی امروزی حرف بزند، اما باز هم به حیاتش ادامه دهد. این لمپنیسم لعنتی انگار بخشی از هویت ملی مان شده.

حرف های جدید علی پروین را خوانده اید؟ جملاتش را عینا از وب نوشت امیر قادری در سایت کافه سینما کپی کرده ام. درست و غلط بودن جمله ها با خودش!

«این بازیکنا استیل! شلاق میخوان! باید فلکشون کرد! درستشون میکنم خودم! آخه یعنی چی؟!! این چه وضعشه؟! بعد باخت جا این که بازیکنا گریه کنن و شب نخوابن، هنوز نرسیده تو اتوبوس تو گوششون هدفون فرو میکنن آهنگا مثلا رمانتیک گوش میدن!! درستشون میکنم! همین افشینه خودمون! استیل 5 تا خورده بعد افشین اومده جلو دوربین میگه به تیم حریف تبریک میگم! ای بابا! یعنی چی تبریک میگی؟!! که مثلا خیلی با ادبی؟! باختی برو تو خونت در رو ببند شب تا صبح نخواب و بیرون نیا! غیرتت کجاست بچه؟!! همشونو درست میکنم!!»