مهدی هاشمی در اختتامیه جشنواره فجر وقتی جایزه اش را گرفت پشت میکروفون گفت: سینما مال ماست. بعد دوباره با شور و هیجان بیشتری تکرار کرد: سینما مال ماست!

   جشنواره فجر در اهواز هم شروع شده. ده فیلم آورده اند و می شود هر کدام شان را لااقل دو سه بار دید. جشنواره در تهران تمام شده و جایزه ها اعلام شده و لابد به نظر دیگر جذابیتی ندارد تماشای فیلم های جشنواره ای که جایزه هایش را می دانیم، اما دارد. فیلم می بینی و بعد از تمام شدن فیلم سریع از سینما بیرون می پری و  سیگارت را روشن می کنی و شروع می کنی به حرف زدن درباره ی فیلم. همه ی دور و برت را هم که نگاه می کنی، همین جوان های خوش تیپ و خوش لباس هم سن و سال خودت را می بینی که آمده اند فیلم ببینند و درباره ی فیلم حرف بزنند، که آمده اند ببینندشان و ببیند بقیه ی آن هایی که آمده اند دیده شوند. خوشحال می شوی و احساس می کنی تنها نیستی. آدم هایی را می بینی که سال تا سال بعید است خبری ازشان بشنوی. آدم هایی را می بینی و خوشحال می شوی از دیدن شان و خوشحال می شوند از دیدنت و با هم حرف می زنید درباره ی فیلمی که دیده اید. آدم هایی را می بینی که ترجیح می دهند نبینندت و خودشان را بزنند به ندیدنت، با اینکه همین چند دقیقه قبلش با هم نشسته بودید در یک سالن، گیرم به فاصله چند ردیف صندلی و با هم یک فیلم را دیده اید. با اینکه زمانی می خواستند ببینندت. آدم هایی را با آدم هایی می بینی که فکر نمی کردی اصلا با هم ببینی شان و نبینندت، یا ببینندت و ترجیح بدهند همان فیلم را ببینند تا تو را. خودت را می بینی بین این همه آدم که همه شان هیچ فرقی با تو ندارند و همه آمده اند فیلم ببینند و آدم ها را ببینند و آدم ها ببینندشان، چه حالا در همین سالن جشنواره، چه بعدها در سالن جشنواره های بزرگ خارجی، نه به عنوان کسی که آمده فیلم بقیه را ببیند. خودت را می بینی در شهری که کوچک نیست ولی جمعیت کسانی که می خواهند ببینندت و دوست داری ببینی شان آن قدر کم هست که همه شان را بشود در یک سانس نمایش جدایی نادر از سیمین یک جا جمع کرد و هیچ هم یاد نگیری جدایی نادر از سیمین درباره ی همین است که آدم ها وقتی دارند به قاضی التماس می کنند شاکی شان، که باعث همین التماس ها شده دارد می بیندشان، و وقتی داری التماس می کنی شاکی ات که باعث التماست شده دارد می بیندت. خودت را می بینی بین چند نفر که همیشه با هم دیدنتان، که انگار چیزی بیشتر از خانواده ات شده اند، که انگار ارواح مشترکی هستید در جسم های جدا که فقط می خواهید ببینندتان.

مهدی هاشمی روی سن با هیجان بیشتری می گوید: سینما مال ماست...